فتنه در بامیان
در سفر 30سنبله اشرفغنی احمدزی و هیئت همراهش به بامیان - سفری که در آن هیچ برنامهی حتی وعده های دروغ هم نداشتند؛ آقای سرور دانش معاون دوم ریاستجمهوری در سخنرانی اش در مقایسه رژیم طالبان با حاکمان سدوزایی، حمله بیسابقۀ به هردو جریان نموده و هردو را از یک قماش و دیکتاتور و مستبد عنوان کرد.
این سخنرانی آقای دانش و شکستن سکوت او خیلی جالب و نادر بود؛ چون آقایدانش در خیلی از رویدادهای بزرگ و حادثهها سکوت کرده است که دوستان ایشان این سکوت را به سکوتاستراتژیک تعبیر میکنند. در فاجعه جلریز، دهمزنگ، آموزشگاهموعود، مساجد امام زمان و مخصوصاً مسجد امام زمان در خیرخانه که در زیر ریش نهادیهای امنیتی و دفاعی چون وزارت دفاع و داخله و ریاست امنیتملی، چهار ساعت تروریست های انتحاری با فراغت خاطر مردان و زنان نمازگزار را سلاخی کردند، همیشه آقای دانش ساکت بود و فقط ابراز تسلیت و آرزوی بهشت برین میکرد!
بعد از این سخنرانی آقای دانش در بامیان، بسیاری از پشتونها به بهانۀ توهین آقای دانش به احمدشاه ابدالی، به کُلیت هزارهها توهین کردند و همه آرزوی یک امیرانگلیسی چون عبدالرحمنخان و ملاعمر آخوند را نمودند تا بار دیگر به قول آنها که "انشاءالله" تاریخ را بر هزاره ها تکرار کنند.
این مسأله واضح بود که چنین حمله بیسابقه آقای دانش بر حاکمان قبلی پشتونها و طالبان، بدون هماهنگی با اشرف غنیاحمدزی نبود. اما اینکه چرا حاکمان افغانی صدای مخالفت با طالبان را از بامیان بلند کردند، خود سؤالی است که هنوز جواب نیافته است.
در همین روز ها بود که کمپیوترکار انگلیسی(حمداللهمحب مشاور امنیت ملی افغانستان، تحصیلات در رشته کمپیوتر داشته و تبعه انگلیس است) حدود یکهفته در بامیان بود و به قول خودش طرح کمربندهای امنیتی را تدوین میکرد. طرحی که در آن حتی ریاست امنیت بامیان را راه ندادند - معلوم نبود که این طرح با شرکت چه عناصری تدوین میشد! بعد از تدوین این طرح بود که طالبان از دو ناحیه سیغان و غندک حمله کرد و در یک شب دهنفر پولیس بامیان شهید و تقریبا برای اولین بار ماینهای جا سازی شده از چند محل در بامیان کشف شد!
نامه مورخ 20 میزان والی بامیان مبنی بر پیوستن عبدالرحمنشهیدانی نماینده سابق بامیان به طالبان، روی دیگر این بازی کثیف است. این نامه بدون ارائه هیچگونه اسنادی و به صورت خلاف معمول به ارگانهای محل فرستاده شده است. در حالیکه چنین رویدادهایی که ماهیت امنیتی دارد از یک ولایت به صورت شفر و یا مکتوبمحرمانه به نهادهای امنیتی فرستاده میشوند، ولی والی بامیان سیدانور رحمتی آن را بعد از فیسبوکی کردن به ارگانهای محل فرستاده است.
آقای رحمتی اکنون بعد از لگد زدن به دیگدان و دسترخوان آقای خلیلی، با ارتباط با آقای دانش میخواهد در بامیان ولایت کند و به هر نحوی بدون در نظر داشت منفعت و ضرر مردم، برای خود کار کند. اتهام پیوستن حاجی شهیدانی به طالبان از این انگیزهها نشأت میگیرد و آقای رحمتی هم در کار نامه خود، سابقه کارهای چنینی کم ندارد؛ او در زمان ولایتش از ولایت سرپل و غور توسط مردم فراری داده شد و در دایکندی نیز با چنین اوباشیگری های سر کرد. بهتر است مردم و دلسوزان مترصد اوضاع باشند، تا ببینیم چه پروژههای از این وطن سر به در میکنند. یا حق