همه به پالان خر می زنند! شدت تقبیح پاکستان انحراف از توجه به زمینه های داخلی و حامیان خارجی آن کشور

همه به پالان خر می زنند! شدت تقبیح پاکستان انحراف از توجه به زمینه های داخلی و حامیان خارجی آن کشور است.

در این روز ها مردم و دولت مردان افغانستان در تقبیح و بدگویی از همسایه جنوبی ما جمهوری اسلامی پاکستان مسابقه گذاشته اند، ازحامدکرزی، تا اشرف غنی و از احمدضیا مسعود تا سخنگوی ریاست امنیت ملی؛ همه از پاکستان گفتند و آن کشور را محکوم نمودند. البته مردم و دلت مردان افغانستان مُحق هستند؛ پاکستان از روزی که پاکستان شده است تاکنون از هیچ غدر و خیانتی علیه افغانستان دریغ نکرده است: از دفن زباله های اتمی تا قاچاق سنگ های قیمتی و میراثهای فرهنگی کشور، از تولید و صدور تروریزم تا مداخلات مستقیم در تمام مقدرات افغانستان همه صریحا و علنا از جانب این همسایه جنوبی، در کشور مان صورت می گیرد.

ولی آنچه متاسفانه در این میان گم می شود و خواسته و ناخواسته از آن حقیقت اِغماض صورت می گیرد، حامیان خارجی پاکستان و زمینه های داخلی آن هست که افغانستان را برای مردم این سرزمین، جهنم ساخته است. نمیدانم چرا مطبوعات و آگاهان امور از این دو واقعیت مهم چشم پوشی می کنند و در بررسی های شان از کشورهای که سالانه میلیاردها دالر برای سازمان جاسوسی پاکستان(ISI) کمک مالی می کنند و برای آن ها نقشه و هدیه می دهند، یادی نمی نمایند؟؟

همچنین است زمینه های داخلی مداخلات پاکستان را نیز نباید نادیده بگیریم! متاسفانه در افغانستان عده ی چنان رضاکارانه و علنی برای پاکستان فعالیت می کنند که حتی اصطلاح ستون پنجم برای آن ها نارسا هست، آن ها اصلا ستون اول هستند که صریحا و علنا برای پاکستانیها نفس می کشند؛ ولو اینکه در ارگ ریاست جمهوری و نهاد های نظامی باشند و یا در مدرسه های دینی و امورات مالی.

از این جهت است که انسان متأثر می شود که چرا آگاهان امور و آن های که درد وطن و مردم را دارند از این واقعیات چشم می پوشند؟ از دولت مردان افغانستان که هیچگاه انتظار بیان حقایق را نداشته باشیم، مخصوصا حقایقی که رد پای غربی ها در آن وجود داشته باشند: به خاطری که در کشورهای وابسته و شبه اشغالی نظیر افغانستان؛ رسیدن به موقف و جایگاهی دولتی؛ خودباختگی و اختگی بار می آورد! تمام عالم و آدم مگر نمی فهمند که پاکستانی ها بدون رضایت و هدایت امریکا و انگلیس کمترین فعالیتی نمی کنند و مگر این مسئله بدیهی نیست که پاکستان اصلا یکی از مراکز عملیاتی نقشه های غربیها در امور آسیای میانه و جنوب شرق آسیا است؟ این یک معادله خیلی غامض نیست ولی کسی نمی تواند چنین حقایقی را بیان کند که مجبوراند به پالان خر بزنند و همه تقصیر و تقبیح را به پا کستان حواله کند.

عین مسئله است مزدوران داخلی و زمینه سازان ارگ نشین مداخلات پاکستان؛ که متاسفانه در این روزها به زیرکی میخواهند افکار عمومی را به بیراهه بکشانند و با طرح های غیر عملی "تحریم اموال پاکستانی" و قطع رابطه با پاکستان میخواهند از زیر بار خیانت و مزدوری شان فرار کنند. این مسئله نیز به دلائلی از جمله ملاحظات قومی و نفوذ دولتی و رسانه ی این عناصر، پوشیده می ماند و کمتر به این ها توجه صورت می گیرد. وگرنه مسئله واضح است؛ اگر حمایت های مادی و معنوی دولت های غربی و فعالیت مزدوران بی حمیت داخلی برای پا کستان نباشد، آن کشور قادر نخواهد بود این همه در حق مردم افغانستان خیانت و جنایت کند.

ارتباط ولی عصر با شب قدر

شب های قدر بزرگترین فرصتی است که باید انسان اندکی بیاندیشد و قدری تأمل کند! علاوه بر این یکی از اعمالی که از جانب پیامبراعظم و امامان معصوم علیهم السلام در این شب ها و در همه زمان تاکید شده است، علم و آموزی و تفکر است. بهتر است در این برهه زمانی این بحث را مطرح وقدری فکر کنیم که چه ارتباطی بین شب قدر و ولی عصر حضرت مهدی(عج) وجود دارد؟
سوره مبارکه قدر یا همان سوره ولایت که دائم مؤمنین در وقت افطار و سحری تلاوت می کنند، در آیه چهارم این سوره مطرح می شود که: «تنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر» همچنین در آيه چهارم سوره دخان نيز مي‌فرمايد «فيها يفرق كل امر حكيم» دقت و توجه به این آیات دو نکته را واضح می سازد: اول اینکه شب قدر همیشه وجود دارد. در احادیثی از معصومین علیهم السلام نیز بر این مهم اشاره شده است که شب قدر از روز اول خلقت انسان بوده است و تا قیامت هم خواهد بود. در این خصوص در تفسیر برهان از شیخ طوسى از ابوذر روایت شده كه گفت: به رسول خدا صلی الله علیه و آله عرض كردم یا رسول الله آیا شب قدر شبى است كه در عهد انبیاء بوده و امر به آنان نازل مى شده و چون از دنیا مى رفتند نزول امر در آن شب تعطیل مى شده است؟ فرمود: «نه بلكه شب قدر تا قیامت هست »
مسئله دوم اینکه در شب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائک هست بر ولی عصر و متولی امر که از جانب خود خداوند تعیین شده باشد نازل می شوند: چنانکه قرآن مي‌گويد: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ والروح؛ تنّزل صيغه ماضي نيست كه بگوييم در زمان پيغمبر نزول ملائكه‌اي رخ داده و تمام شده است. این آیه تاکید دارد که ملائكه هر سال و در شبهای قدر نازل مي‌شوند. فعل مضارع «تنّزل» دلالت بر تكرار و بقاء «لیلةالقدر» دارد، و در آیات سوم و چهارم سوره دخان نیزکه قرآن کریم میفرماید: فیها یفرَق كلّ أمرٍ حكیم – در آن شب، هر فرمانی، بر حسب حكمت صادر می‌شود.دلالت بر تجدد و دوام دارد. واضح است که فعل های به کار رفته در این آیات خبر از تفریق و تنزل امر در لیلةالقدرهای آینده می‌دهد.
بناءً وقت قرآن میفرماید ملائکه و روح در هر شبی قدر نازل می شوند و در آن شب تفریق امور صورت می گیرد؛ در کجا نازل می شوند؟ معلوم است که بر ولی عصر و متولی امر نازل می شود. بعد از پیامبر بر امام نازل می شوند چون معصوم است كه فقط تحمل اين را دارد كه تمام ملائكه بر او نازل شوند. امام سجاد علیه السلام فرموده‌اند: ای شعیان با سوره «انا انزلناه فی لیلة القدر» با مخالفین امامت ائمه معصومین علیهم السلام مباحثه و اتمام حجت كنید تا كامیاب و پیروز شوید، به خدا كه آن سوره، پس از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله حجت خدای تبارك و تعالی است بر مردم، و آن سوره آقای دین شماست و نهایت دانش و آگاهی ماست. ای شیعیان، با «حم و الكتاب المبین؛ انا انزلناه فی لیلة مباركة انا كنا منذرین» مناظره كنید، زیرا این آیات مخصوص والیان امر امامت بعد از پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله است.
آیات ذکر شده یكی از مستدل‌ترین آیات قرآن كریم بر ضرورت وجود همیشگی یك ولی امر از جانب خداست كه امین بر حفظ و اجزاء و اداء امر الهی باشد، و آن همان امام معصوم است. و هر كس نزول پیوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذیرد كه قطعا یک مسلمان باید بپذیرد ناگزیر باید ولی امر را هم بپذیرد وگرنه منکر به بعضی از آیات قرآن خواهد بود.
لذا مؤمن حقیقی هم استمرار لیلةالقدر را تا قیامت قبول دارد و هم وجود حجت زمان و ولیّ امر، و امام معصومی كه امر الهی را دریافت می‌كند و امین بر آن در جهت پاسداری، به ‌كار بستن و اداء باشد، را می پذیرد. یعنی همان بزرگواری كه در زمان ما وجود مقدس بقیةالله الاعظم حضرت مهدی(عج) می‌باشد و به همین سبب پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله بنابر آنچه شیعه و سنی از آن حضرت نقل كرده‌اند، فرمودند:
“من أنكر المهدی فقد كفر ؛ كسی كه وجود مهدی را انكار كند، رهسپار دیار كفر شده است.

به مناسبت شب های قدر 1436

سیگار و ساپکو؛ شریک دزد و رفـیـق قافـلـه!!

سیگار -  Special Inspector General for Afghanistan Reconstruction  یا اداره مفتش خاص امریکا برای باز سازی افغانستان، فاورق وردک وزیرسابق معارف را یکی از کسانی خواند که صدها میلیون دالر از کمک های جامعه جهانی در حوزه معارف افغانستان را اختلاس کرده است. این اظهارات زمانی مطرح شد که اسدالله حنیف بلخی وزیرمعارف در مجلس نمایندگان از حیف و میل میلیون ها دالر به بهانه های معاش و مصارف مکتب های که هیچ وجود نداشت، پرده برداشت. بعد از این گزارش بود که فاروق وردک نیز بیکار ننشسته و شروع به عملیاتی پدافندی علیه آنچه مخالفین و رقیبان خودش میخواند، کرد. فاروق وردک ضمن رد اینکه او میلیون های دالر را اختلاس کرده باشد، گفت که  اسنادی موثقی دارد که سه تن از بلند پایه ترین مقامات دولتی افغانستان بابت امضاء تفاهمنامه اطلاعاتی با پاکستان، هفتاد میلیون دالر پول گرفته است!

در این غوغاسالاری و رد و اتهام ها، سه مسئله قابل بحث است.

الف: واقعیت این است که کمک های جامعه جهانی و امریکایی ها در افغانستان چندی آمد و در فضای افغانستان چرخید و بعد از اندک زمانی با انواع ترفندها و شیوه ها، پس به بانکهای امریکایی واریز شد. نمونه اش همین موضوع فاروق خان وردک است که سالها قبل همه کاره نظام دموکراسی کرزی بود طوری که از ارتباطش با پاکستان و طالبان گرفته تا گلب الدین و امریکایی ها یاد می شد. این مرد جلاب و جذاب با ایجاد یک رابطه پیچیده با نهاد های امریکایی و استفاده از ابزار وزارت معارف و حمایت کرزی، بخشی عظیمی از کمک های که به نام و حساب افغانستان پرداخت و کشورمان ممنون و مقروض آن پول ها گردید را به جیب زده و پس به منبع اصلی اش در بانک های کشورهای غربی به نام اشخاص و افرادی متعددی ریختند. واضح است که کمک های دولتهای غربی جز وابستگی مفرط افغانستان و مدیون و مرهون شدن این کشور، هیچ نفعی برای ما نداشت. هیچ زیرساختی ساخته نشد و هیچ پروژه ی عام المنفعه و دوامداری ایجاد نگردید!  کمک ها آمدند و مشاورانی با حقوق ده ها هزار دالری از جانب خودشان تعیین و با آلوده کردن و اشتراک مقامات بی حمیت دولتی، همه را خوردند و بردند ولی حرمان و جبرانش به دوش ملت و دولت افغانستان ماند.

ب) در چنین مسائلی نباید همه تقصیر را به خارجی ها حواله کنیم! هر زمانی که کشوری در تاراج رفته و اشغال شده است قطعا عناصر و مجموعه های بی حمیتی بوده اند که با بیگانه ها همیاری کرده، وطن و عزت شان را به حراج گذاشتند. این جا قطعا ما خودمان مقصر هستیم! نزدیک به یک میلیارد دالری که از کابل بانک غارت شد، هفتصد میلیون دالری که فاروق خان وردک از وزارت معارف بالا کشیده است و حالا هم هفتاد میلیون دالری که مقامات از پاکستانیها به جیب زده است؛ همه هموطنان خودمان هستند که چنین بی رحمانه به اموال مردم چنگ انداخته اند که اکنون سریال اختلاس های میلیونی به خبرهای عادی مردم و رسانه های تبدیل شده است.

ج) این مسئله و واقعیت را باید تمام ما بدانیم و درک کنیم که کارکردن با غولهای اقتصادی غرب، خود فساد آور است! غربی ها در معاملات و معادلات شان چنان سیستمی  را طراحی می کنند که کمترین منفعتی برای شریکش نرسد. افغانستان کشور جهان سومی و بدون هیچ گونه زیر ساختی، وقتی وارد معامله با غربیها می شود معلوم است که ضرر می کند و از جانبی هم این نکته باید واضح شود که اگر امروز ساپکو و سیگار  در افغانستان ادعا می کنند که نهاد های افغانستانی و اشخاص دولتی این کشور فساد های میلیاردی دارند  و تمام کمک های امریکا و غرب گم شده است! خود نیز در این میان بی گناه نیستند. اگر یک مقام دولتی در این کشور اختلاس می کند و میلیون ها دالر به جیب میزند فردا خود، خانواده و همه دارایی اش سر از امریکا و لندن و کاندا در میاورند. نه تنها افغانستان بلکه مفسدان بزرگ اقتصادی تمام دنیا در امریکا می روند طوری که حتی پولیس بین الملل نمی توانند آن ها را دستگیر کنند! نمونه اش در کشور خودمان مفسدان بزرگ کابل بانک، گرین کارت امریکا را دارند و بیشترین پولهای اختلاس، غصب زمین ها و دزدی ها، در بانکهای امریکا و انگلیس ذخیره می شوند.